این قرارای سرِپایی تو کوچه، حوالی 2 بعدازظهر به مدتِ 5 دقیقه که توش دختره هی با استرس دور و بر رو نگاه میکرد که آشنا رد نشه. آخرش هم هیچی نصیب طرفین نمیشد وُ مذاکرات را مثل نشست ایران و 5+1، ترک میکردند.

تکه ای از کتاب

گفت : خیلی می ترسم . 

گفتم : چرا ؟ 

گفت : چون از ته دل خوشحالم ؛ این جور خوشحالی ترسناک است . 

پرسیدم : آخر چرا ؟ 

و او جواب داد : وقتی آدم این جور خوشحال باشد سرنوشت آماده است تا چیزی را از آدم بگیرد . 




بادبادک باز - خالد حسینی - ترجمه مهدی غبرائی

گفتاورد

باران که می بارد
تمام کوچه های شهرپر از فریاد من است
که می گویم
من تنها نیستم
تنها ، منتظرم
تنها .


کیکاووس یاکیده(بازیگر نقش اول هوش سیاه !!! )

__ حافظ __

دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم 

و اندر این کار دل ِ خویش به دریا فکنم

تکه ای از کتاب

مرا برای دزدیدن تکه نانی به زندان بردند و پانزده سال در آنجا هر روز یک قرص نان کامل مجانی خوردم!!

"ژان وال ژان - بینوایان''

اینــــه حال و روز من

یه زمانی یه بنده خدایی صدامون رو از پشت تلفن شنید... الان دو ساله که عقد کرده 

یه زمانی یه بنده خدای دیگه ای صدامون رو شنید ... الان داره برنامه هاشو میچینه بره اونور آب

یه زمانی یه بنده خدای دیگه ای صدامون رو شیند ... سه شنبه رفت کره (خرپوله بسکه)

یه زمانی یه بنده خدای دیگه ای صدامون رو شنید ... داره میره افغانستان (اینم واسه خوشگذرونی)


+نمدونم مشکل از صدای منه یا این میکروفون گوشی... 
++ معلوم نیس خودمون باید صدای کدوم بنده خدایی رو بشنویم :)

هایلایت

کسانی هستند که انسان دوستشان ندارد، به این علت که می ترسد دل بسته شان شود.

__ رومن رولان، کتاب ِ جان ِ شیفته، جلد یکم، نشر دوستان، ترجمه م. ا. به آذین، صفحه 212 __

شما چی ؟

کار اینروزام شده 

بی خوابی کشیدن ، ماست خوردن


+واس خودش عذابیه ااا :دی

...

گاهی وقتها 

دلم میخواهد نباشم 

آنچه اکنون هستم...

باشم 

آنچه تو میخواهی ...


+ :)

انگار قراره از این به بعد 14 و 15 خرداد واسه منم تعطیل باشه

نه بخاطر اون چیزی که توی تقویم نوشته 

بخاطر این که تو نیستی 

پدر

:|

با توجه به این که قهوه تقریبا پانصد سال است که کشف شده

به نظر شما قبل از کشف قهوه، رنگ قهوه ای چه رنگی بوده !؟

زنـدگی - شخصیت شناسی 5

یه سری ها فیلم زندگی شونه !

یه سری ها زندگی فیلم شونه !

به افکارت بیاندیش :خخخ

اینروزها احساس یک مورچه بالدارِ کوچکِ تویِ توالتِ عمومی ِ پارکِ بزرگِ شهر رو دارم

که کسی دورش رو با آبِ شیلنگِ توالت آب گرفته.

و مورچه هم نمیتونه پرواز کنه.

آزاد شه.


+ حتی آزادی در حد توالت عمومی پارک بزرگ شهر

تو

همین که "من بهت افتخار میکنم مورتک" از طرف تو میاد


خودش کلی حرفه :) ;)

+ مخاطب خاص

تجدید خاطرات سالهای دور و نزدیک

+: شب محرم
+: من و تو مهدی
+: جیش داشتیم
+: کمال و الملک نرفتیم
+: مجبور شدیم تا مدخل بریم جیش کنیم برگردیم
+: خخخخخخخخخخخخخخخ
+: یادته اینارو؟



+ یکی از رفیقام که چند سالی هست ندیدمش این رو دوباره سازی کرد توی ذهنم :)
++ مرسی رفیق :)

غیرمعمولی

امروز! 

یکی از بهترین روزهای عمرم رو سپری کردم :)


+ فول آو انرژی :) ...

بـانــــو :)

یه آدمهایی هستن 

که دوست داری همیشه باهاشون موافق باشی ...

بگی هرچی تو میگی همونه :)

شخصیت شناسی 4

بعضی از افراد رو تنها توی یک یا دو برخورد میشه به طور کامل شناخت و حدس زد

ولی بعضی های دیگه خاص هستن ، و ممکنه هیچوقت تکراری نشن :)


+ با کمی تغییر به گفته میثم :)

خلاصه این چند روز

يه دردايی هم هست كه نه توی برگه ی آزمايش،

و نه توی هیچ جای دیگه،

نمينويسن.

فانتزی

یکی از فانتزی هام اینه که 

یکی پیدا بشه واسم کادو بگیره

مهم نیست به چه مناسبتی (تولد ولنتاین ازدواج حتی)

مهم کادوئه س که یه DVD آموزش ماساژ(چاپی) باشه

منم بشینم با جون و دل تمرین کنم و یاد بگیرم چاپی کردن رو ...


بعد برم میثم رو چاپی کنم 

انقدر بهش انرژی بدم :) ، انقدر که اشتهاش باز شه 

و بیشتر بخوره ....(وزن اضاف کنه).

هیکلش بشه آرنولد :))

یه سرگرمی جدید :)

تا حالا پانتومیمِ پانتومیم شخص دیگه ای رو اجرا کردین ؟ :خخخ


+ فرض کنید من یه زمانی جلو شما پانتومیم اجرا کردم :)) بعدها با یه عده دیگه میخواین بازی کنین ! و از شما میخوان که پانتومیم پانتومیم من رو اجرا کنین =)) [خودمم نفهمیدم چی گفتم]...


خیلی سیر تو کیبیل میشه =))

جماعت با سوات

چند روز قبل ... سوار تاکسی

بغل دستی ما خودش رو معرفی میکنه و میگه که یکی از سرهنگهای پاسگاه ... هستن

دیشب سر شیفت یه ماشین سواری رو بخاطر سوار کردن بیش از ظرفیت مسافر (8 نفر) خوابوندن، و از قضا مسافرها افغانی بی مدرک بودن ...

حالا کار به ماجرا ندارم اما اینکه یه کله گنده ش میاد و کلمه اَتباع رو اَطِبّاء تلفظ میکنه ... یکم آدم رو به فکر فرو میبره... 

شخصیت شناسی

بعضی از آدما هم هستن

که دقیقا همون مسیری رو میرن که تو رفتی و موفقیتی توش نداشتی

ولی موفق میشن ....


+ از این به بعد بیشتر از این مدل نوشته ها درج میشه اینجا :)

پدر ...

خیلی سخت است که آدم بزرگ بشود و بفهمد کسی که آدم باید به او تکیه کند ، مُرده.

( دشت ِ مشوش - خوان رولفو - ترجمه فرشته مولوی - صفحه 99 )

فیسبوک ...

فاصله گرفتن از آدم هایی که دوستشان داریم بی فایده است ... 

زمان به ما نشان خواهد داد که جانشینی برای آنها نیست ... 



 +چیزای خوب هم پیدا میشه اونجا :)

رقاص(ه)

یک سری آدمها از بچگی(دوران طفولیت) رقصیدن بلد هستن :)

یک سری ها به دوران نوجوانی(چش چرونی های اولیه) که رسیدن رقص بلد میشن :) 

یک سری ها توی دوران جوانی (گشتن دنبال زن زندگی) رقصیدن اون هم دو نفره رو یاد میگیرن :)



+یک سری ها هم مثل ما کلا نقش یک فَن(FAN) رقص رو دارن و فقط توی رویاهاشون میتونن برقصن [نیشخند]


غیرمعمولی

در کل آدمی هستم که شاید فقط توی چت خوش مشرب باشم

با هر مدل آدم کنار بیام

واقعیت خیلی فرق میکنه عزیزم

+ درک ش سخته قطعا واسه خیلی ها ...

خردادیان

یادمونه کم سن و سالتر که بودیم 

یه مدل رقص مد شده بود تو همه عروسی ها 

به اسم رقص خردادیان... 

که فقط این رقص رو روی آهنگ مشهور آقای معین ( بیقرار )


+ خیلی رقص خوبیه - البته بعد از سولماز [نیشخند]

خاطره

یه شلوار جین(قبلتر به لی مشهور بودن) دارم...

نزدیک به دوماه میشه خریدمش ...

خیلی مسافرت باهاش رفتم

این ور اونور .... 

خیلی ینی خیلی ااا !


شده دفترچه خاطرات ما ... 

دلم نمیاد بدم بشورنش [نیشخند]


تمام حرفهایم

ترجمه زندگی من در درونش 

حتما این چند دقیقه وقت گذاشتن پای سیستم 

و نوشتن در بلاگفا را 

خواهد داشت ....

هرچند تمام حرفهایم نباشند ... 

+حرفهایی هست که نپرس ...